اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

عنوان = جنگل

جنگل ۲۶مرداد جمعه تابستونی خیلی یهویی تصمیم گرفتیم بریم جنگل.. طبق معمول اکیپ همیشگیمون خانواده ددی و اقاجون و دایی اکبر هم بودن با این تفاوت که اینسری عمه آزاده و آقا کاظم هم حضور داشتن.. ما تا وسایل جمع کنیم آماده بشیم ظهر شده بود .. جنگل بلیران واقع در یکی از روستاهای آمل مثل همیشه شلوغ بود ی جایی پیدا کردیم و بساطمونو پهن کردیم ساعت یک بود سریع مشغول اماده کردن ناهار شدیم توهم با سلین کلا مشغول بازی بودی کلی هم رفیق پیدا کردی ناهارو میل کردیم و دوباره تو رفتی واسه بازی ماهم کمی استراحت کردیم ومشغول خوردن خوراکی شدیم بعدش ساعت ۵ ددی و عمه آزاده اینا رفتن و ما تصمیم گرفتیم والیبال بازی کنیم نم نم بارون میبارید هوا عالی بود و بخاطر ن...
11 مرداد 1404
1